عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
28
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
مستلزم ادراك خيالى است . شيخ سعد الدّين حمويى گويد : يكى از مشايخ كبار مدت چهل سال به روح حضرت محمد ( ص ) تعلق خاطر داشت . در پايان چهل سال هدايت فرا رسيد و رحمت حقّ او را از آن مرحله بيرون آورد » . اين بود كموبيش هر آنچه ما به صورت نقل شواهد از سعد الدّين برگرفتيم و به مسألهء ولايت ربطى ندارد . مسألهء ولايت اهميتى ويژه دارد و سزاوار آن است كه جداگانه مورد عنايت قرار گيرد . 4 . ولايت به زعم نسفى و در مشرب سعد الدّين صفحاتى چند از نگاشتههاى نسفى به بحث در باب مسألهء ولايت اختصاص يافته است . وى در اين زمينه بارها به شخصيت و نفوذ كلام حمويه رجوع كرده و گويى آراى وى ، يا دستكم بخشى از آن را اقتباس نموده است . اين نكته در مورد كتاب مقصد هم صادق است و نيز در مورد كتاب كشف الصراط و به ويژه در باب رسالهء شمارهء 1 مورد انتشار ما . سزاوار آن است كه در اينجا ترجمهاى از فصل پنجم مقصد بياوريم كه آراى آن با نظرات مذكور در رسالهء ما نزديك مىباشد ، ولى گاهى بسى صريحتر از آن است . « فصل پنجم . در باب نبوّت و ولايت . چون موضوع نزول و عروج عنصر اوليه را درك كردى و از عظمت عنصر اول آگاه شدى ، بدان كه اكنون پيغمبر مىفرمايد : عنصر اول روح من است ، نخستين چيزى كه خدا خلق كرد روح من بود . درس ديگرى نيز مىفرمايد : نخستين چيزى كه خدا خلق كرد نور من بود . از آنجا كه روح محمّد عنصر اول است ، محمّد ( ص ) بايد قبل از اينكه بدين جهان آيد پيغمبر بوده باشد ، وى اين مطلب را چنين تفهيم مىكند : « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين » . اكنون كه وى اين عالم را ترك گفته است نيز بايد پيغمبر باشد . وى اين نكته را نيز چنين تفهيم مىكند : لا نبىّ بعدى . » « اى درويش ! هر چه هم بتوانيم در باب صفات مصطفى و عظمت وى بگوييم ، يك هزارم آن را نگفتهايم . عنصر اوّل وظيفهاى دوگانه انجام مىدهد : در وهلهء اوّل فيض را از خداى متعال دريافت مىكند . در مرتبهء ثانى آن را به مخلوقات مىرساند . درست به همين نحو است . زيرا اگر عنصر اول روح محمد ( ص ) است . آن دو وظيفه يكى بيش نيستند . » « حال كه اين مقدمات را درك كردى ، بدان كه آن جهت عنصر اول كه از خدا دريافت مىكند ولايت نام دارد ، در حالى كه جهتى كه به مخلوقات مىرساند نبوّت خوانده مىشود . لاجرم